دورترم......

دو سه قدم آن طرف ترم

از چه؟

نمی دانم.

در میان نزدیک و دور گم شده ام

در نزدیکی زندگی می کنم

اما از این جا 

دورترم.

برای ادامه زندگی

برای من....

و برای ادامه زندگی

چیز خاصی لازم نیست.

یک اتاق کوچک ‌..چند کتاب.. کمی طناب و ......

و یک دوست خوب خوب خوب

که از زیر پای من.....

چهار پایه را بکشد!!!!

خود را در آغوش بگیر و بخواب ! هیچ کس آشفتگی ات را شانه نخواهد زد ! این جمع ، پر ازتنهاییست

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم

چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم

گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!

دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده
....قیصر امین پور......

تنها جایی که “حجاب” داشت، هنگام نماز خواندن بود؛

گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود، “خدا” بود



جغرافیای روح من

جغرافیای روح من

صحرای آفریقاست

ٱن‌قدر وسعت دارد اندوهم

که اقیانوس هم انگاری آرامم نخواهد کرد

هیچ چیز درست نمیشود

دلت که تنگِ یک نفر باشد...
خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی!
فایده ندارد...
تو دلت تنگ است...
دلت برای همان یک نفر تنگ است...
.........تا نیاید...
تا نباشد...

هیچ چیز درست نمیشود

خدايا !

می خواهم آنگونه زنده ام نگه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
آنگونه مرا بميرانی که کسی به وجد نيايد از نبودنم
خدايا !
به من زيستی عطا کن که در لحظه مرگ ،
بر بی ثمری لحظه ای که برای زيستن گذشته است ، حسرت نخورم
و مردنی عطا کن که ، بر بيهودگیش ، سوگوار نباشم.

در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند: حرف حساب جواب ندارد!!!

در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند: حرف حساب جواب ندارد!!!

تکه تکه بال هاي شکسته ام

گُلم ...
دِلم ...
اين روزها که هر کسي
به دنبال شاخه گُل سرخي
براي گرفتن جواز ورود به دلي است ...
من به دنبال کور چراغي هستم
تا در اين شب هاي پوچ و کدر
تکه تکه بال هاي شکسته ام را
پيدا کنم ...

وقتی کسی حالش بده ، ؟

وقتی کسی حالش بده ، ؟
وقتی کسی حالش بده بهش نگید
ای بابا اینم می گذره ، 
نگید درست می شه، 
نخواهید با جوک های مسخره بخندونیدش
نمی خواد بخنده. خنده اش نمیاد غصه داره. می فهمین؟ غصه. 
براش از فلسفه ی زندگی حرف نزنین. 
از انرژی مثبت و مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن حرف نزنید.
حتی سعی نکنین نشون بدین که حالتون از اون بدتره.
از تجربیات بدتر خودتون یا اطرافیانتون نگین. 
وقتی کسی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین. 
شما در حقیقت باید حرف نزنید. باید دستش رو بگیرید. بغلش کنید. تو چشم هاش نگاه کنید. براش چایی بریزید. 
براش یک چیزی که دوست داره بریزید یا بپزید. 
بذارید جلوش. بعد حرف نزنید. بذارید اون حرف بزنه و شما گوش کنید. 
هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید. 
فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته. 
شما جای اون آدم نیستید. 
شما زندگی اون آدم رو از وقتی به دنیا اومده زندگی نکردید.
پس نظریه ها و حرف هاتون به درد خودتون می خوره. 
بله. دستش رو بگیرید. بغلش کنید. سکوت کنید. 
.اگه دلش خواست خودش حرف می زنه
حتی اصرار نکنید که باهاتون حرف بزنه. فقط بهش انقدر فرصت بدین تا حرف بزنه

من ...تنها... تن-آه شده ام

پدرم نیست که بگوید:

 دختر  منی همیشه!

خواهرم .........دل شکسته تراست

مادرم.... غمش بزرگ تر از این حرف هاست

برادرم.... دورتر هاست ....

من بی تمام آنها شده ام

من ...تنها... تن-آه شده ام

قاه قاه من که غمی ندارم

فقط وقتی ناراحتم پیدایم می شود، شاید به خاطر این باشد که توی دنیای بیرون فقط لبخندت را می خواهند و حرف هایی که آنها را بخنداند.

چند روزیه عجیب دلم گرفته هوای بد بودن کرده، هوای بی قیدی، هوای بی حد و مرز بودن، حتی هوای بد دهن بودن و فحش دادن!!!

دیروز شروع کردم به بد بودن، چون از خودم از خدا شاکیم دلم پره از همه چیز..........از دوستم شروع کردم، هر چی می گفت جواب سر بالا می دادم، شکه شده بود، ولی چیزی نمی گفت، بیشتر بد شدم و شروع کردم به بد و بیراه گفتن مثلا می گفتم گیر نده که می زنم تو دهنت(!!!)، هنوز هاج و واج بود و نگرانم شده بود، میگفت چته؟ بگو چی شده گه انقد ناراحتی؟ میتونم برات کاری کنم؟

چه طور میتونست واسه کسی که داره باهاش بد رفتاری می کنه نگران بشه؟ این کارش عصبیم می کرد، دلم می خواست باور کنه بدم، ولی باورش نمی شد. منم تصمیم گرفتم بدتر شم و خواستم بهش فحش بدم اونوقت از خودم شکه شدم... من فحش بلد نبودم... گریم گرفته بود، مگه میشه؟

من بد نمی شدم، این منو خوشحال نمی کرد، بلکه احساس کردم در اسارت خودم هستم، احساس می کردم ناتوانم، احساس می کردم ....

هنوز این هوای بد بودن ولم نکرده، هنوز دلم می خواد بد باشم تا بی قید باشم

می خواهم شطرنجی کنم خودم راِ،نه... این من نیستم که میبینی!! این من نیستم که میشنوینه این من نیستم...بگذار گریه کنمین من است که می نویسد و من نیست که می خندد، سالیان درازیست که کسی به جای من میخندد

قاه قاه ...من که غمگین نیستم

قاه قاه ...من که از گریه خیس نیستم

قاه قاه ...من که خسته نیستم

قاه قاه ...من که دلم ترک نخورده است

قاه قاه...من که عزیزی از دست ندادم

قاه قاه.....من که غمی ندارم


در اوج بی امیدی..شاید نقطه ای در.خلا باشد...

بالی از اشک

بالی از سکوت

هفت دل بغض

بر گلویم روییده است.....


یک نفر

مشت مشت

بر تنهایی ام

دلشوره می پاشد...!
///
درددل که می کنی
ضعف هایت،
دردهایت
را می گذاری توی سینی و تعارف می کنی
که هر کدامش را که می خواهند
بردارند
تیز کنند
تیغ کنند
و بزنند به روحت

تحملم کن اگه شکستم اگه که خسته م

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت...

این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت

چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت
ازت..
ازت...
//////////////
تحملم کن
تحملم کن اگه شکستم اگه که خسته م

تحملم کن اگه به سوگ خودم نشستم

برای گریه که فرصتی نیست بذار بمیرم

بذار تقاص سقوطمو از خودم بگیرم

اگه نگاهم ماته سرده ، اگه وجودم غرق درده ، گناه من نیست باور کن

تو رو که دیدم دنیا لرزید ، تمام روحم از هم پاشید ، بیا شبامو پرپر کن

برای امروز به فکر من باش که فردا دیره

که بی تو شوق بارون و مهتاب از خونه میره

امیدم این بود که بی کسیمو ازم بگیری

نمی دونستم تو هم به غربت به غم اسیری

اگه نگاهم ماته سرده ، اگه وجودم غرق درده ، گناه من نیست باور کن

تو رو که دیدم دنیا لرزید ، تمام روحم از هم پاشید ، بیا شبامو پرپر کن///

ای خدا دلگیرم ازت

بزرگترین ترس زندگیم از دست دادن عزیزترین کسم پدرم بود حالا اون نیست من چطور بی حظورش هنوز زنده ام نفس میکشم ...یعنی این منم که هنوز بی تو زنده ام چطور طاقت اوردم عزیزدلم نبودنت رو دنیای من بی تو چقدر بی رنگه بهم بگو چطوری بی تو روزهارو سر کنم ....

«عریانیه لحظه های بی تو،شرمگینم می سازد»
«بی توزندگی هم به زنده بودنم دهان کجی میکند»
«بی تو روزگار ،با شتاب بیشتری »
«لحظه هایم را به کام مرگ می فرستد»
«حتـّی خاطراتت ،با پوزخندی کشنده »
«از سرزمین رویاهایم می گریزند»
«بی تو ساز زندگی نا کوک و زخم دل ناسور است»
«جز تو کیست که نمک پاش دل زخمیم نباشد؟»
«چه کسی جز تو مرهم زخمهای قلب شکستۀ من است؟»
«چه کسی آسمان ابری چشمانم را»
«به میهمانی خورشید دعوت میکند؟»
«باز گرد،که تا پایان عمر سراسر پریشانیم »
«راهی نمانده»
«شتاب کن که لحظه هایم برای پر کشیدن به تباهی در شتابند»
«شاید فردایم را طلوعی دیگر نباشد»
/////////////////////////////

بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران شد

و بعد از رفتنت انگار

کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد

رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

 

هنوز آشفته چشمان زیبای توام

                                 برگرد

بالی از اشک

جرايم رايانه ای

تو گوگل تعبیر خواب بوسه رو سرچ میکنم چند صفحه ای که باز میکنم میبیم نوشته:

با استناد به قانون جرايم رايانه ای

دسترسۍ به تارنماۍ فراخوانده شده امكان پذير نمۍ باشد.به قولی مملکته داریم.؟

روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید. گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟ فرمود : آزادی مطلق ! و مریدان گریستند.

گمشده ي نسل ما اعتماد است ....نه اعتقاد


دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
این قدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهای شده
تنها مدارامیکنم با خودم،دنیاعجب جایی شده

هر شب تورویای خودم آغوشت وتن می کنم
آینده این خونه رو با شمع روشن می کنم

درحسرت فردای توِ تقویمم و پر میکنم
هرروز این تنهایی رو،فرداتصور می کنم

هم سنگ این روزای من،حتی شبم تاریک نیست
اینجا به جز دوری تو،چیزی به من نزدیک نیست

دارم اهنگ داریوش گوش میدم خیلی به دلم میشینه
/////////////////////////////////////////////////
غریب است دوست داشتن
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن ....
وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ..
و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده
به بازیش می گیریم هرچه او عاشق تر،ما سرخوش تر،هرچه او دل نازک تر،ما بی رحم تر
تقصیر از ما نیست 
تمامی قصه های عاشقانه،این گونه به گوشمان خوانده شده اند

دکتر علی شریعتی

دوباره شروع شد! همه ش به جای ٩٠ مینویسم ۸٩ ...

برم جهنم با اخلاقم/

برم جهنم با اخلاقم/ 

برم جهنم با اخلاقم/

برم جهنم با اخلاقم!

برم جهنم با اخلاقم!

برم جهنم با اخلاقم!

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!!

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!!

عاقلانه تر آن است : که به آنکه دوستت دارد بی اندیشی ،نه به آن که تو، دوستش داری

یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده…
لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب، شروع میکنه به برگشتن به عقب!
اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه…
پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه: ما باید این آقا رو (فرانسوي) بازداشت کنیم،
ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما (ايراني) تو اتوبان
داشتی دنده عقب میرفتی!!!!!!!!! 
/////////////////////////////
//عاقلانه تر آن است : که به آنکه دوستت دارد بی اندیشی ،نه به آن که تو، دوستش داری

دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد

دکتر شریعتی در قسمتی از خاطرات خود می‌نویسد:کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم ازخیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

.خدایا یه دستی رو سرُ فَکِ من بکش! ...پُر شدم از غم,یکی منو برگردونه خالی بشم......

دلم کویر می خواهد تنهایی و سکوت

دور از این هیاهو

دلم کویر می خواهد و

تنهایی و سکوت و

آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند.

نه دیوار،

نه در،

نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم،

نه پایی که در نوردد مرزهایم،

نه قلبی که بشکند سکوتم،

نه ذهنی که سنگینم کند از حرف،

نه روحی که آویزانم شود.

من باشم و

تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش می کند

و آرامشی که قبل از هیچ طوفانی نیست !
//////////////////////////////////////

جشن نوروز پارسیه اون‌وقت دعاش عربیه! مملکته داریم؟

فقط عادت ... .......................................................................................

عادت کرده ام
کوتاه بنویسم
کوتاه بخونم
کوتاه حرف بزنم
کوتاه نفس بکشم
تازگی ها
دارم عادت می کنم
کوتاه زندگی می کنم
یا شاید
کوتاه بمیرم
نمی دانم
فقط عادت ... ...
////////////////////////////////////////////////////////////

فرهنگ لغات ایرانی: گه نخور:اجازه بده من اول حرف بزنم. گه بخور:لطفا شما اول صحبت کنید. گه خوردی:با نظر شما مخالفم. تو گه نخور:شما اظهار نظر نفرمایید. ......گه:با شما هستم. هیچ گهی نیستی:هنوز به کسب تجربه نیاز داری. هر گهی می خوری بخور:هر طور مایلید تصمیم بگیرید

تولدم مبارک

تقدیم به خودم:

 

"کودکی

مثل بادبادک رها شده از نخ بود

آنقدر بالا رفت

تا گم شد..."

 

بالاخره زاده شدم

تولدت مبارک!

تمام جهان را آهسته آهسته بگردی من را پیدا نخواهی کرد حتی در لاک خودم

تمام جهان را آهسته آهسته بگردی من را پیدا نخواهی کرد حتی در لاک خودم

شعور

سلامتی و زمان بزرگترین نعمت‌های دنیا هستند، الان شعور رو هم بهش اضافه کنید

///////////////////////////////////

ما مسلمون‌ها موجودات عجیبی هستیم، مثلا همین شیعه و سنی، روی کلیه ادیان اتفاق نظر داریم و اختلافی وجود نداره ولی تو دین خودمون کلی اختلاف داریم! بهتر نیست دینی رو انتخاب کنیم که همگی روش اتفاق نظر داشته باشیم؟

ردپای کسیکه آرامشم را گرفته بود دنبال کردم ، ناگهان به خود رسیدم..!

ردپای کسیکه آرامشم را گرفته بود دنبال کردم ، ناگهان به خود رسیدم..!

چیزهایی که شما یادتان نمی آید!!

سکوت و صبوری آدم ها را به حساب ضعف و بی کسی شان نگذارید...شاید هنوز به چیزهایی پای بندند،چیزهایی که شما یادتان نمی آید!!

.....................

آدم نمی دونه کدوم چیزو رو اول حل کنه : اینکه به دخترا یاد بده که هر پسری مزاحم نیست یا اینکه به پسرا یاد بده که هر دختری فاحشه نیست...

بدون هیچ دلیلی

میاد بعضی روزا که بدون هیچ دلیلی! هیچ دلیلی! هیچ دلیلی!

سگ

هستی ...

تكنـولــــوژي ...

تكنـولــــوژي ...

 

چقدر خوبه که از پشت صفحه ی شیشه ای ِ تکنولوژی
نه اشکی پیداست نه صدای بغض آلودی !
چقدر خوبه که فکر میکنی میخندمو من همچنان ابــــریم !
چقدر خـــــــــوبه ... نه ....
چقدر بـــــــد ِ که دیگه خوب نیستی
..

رویاها نیز پیر میشوند...

رویاها نیز پیر میشوند...

پا به پای من که از دیرباز دست در دستشان داشتم...

از ما کدام یک پیش تر از پای خواهیم افتاد؟

رویاها سایه ام میپنداشتند یا من که واقعیت می انگاشتمشان؟

مکتب ایرانی خدا با ماست، نه با 200 تا دین و مذهب و فرقه دیگر موجود در جهان

راستی خبر دارین در دنیا یک کشوری هست که بستن روسری برای همه مردها اجباریه و اگه مردها سر و بدنشون رو با پارچه نپوشونن توسط پلیس دستگیر میشن؟! آیا شما جرات و تمایل دارین به عنوان توریست با همسرتون به اون کشور سفر کنین؟ یا بخواهین تو اون کشور سرمایه گذاری کنین؟ تعجب نکنین، اون کشور،کشور خودمونه با مکتب ایرانی، منتها از زاویه دید بقیه مردم جهان!


- در مکاتب دیگه، مُبلغهای دینی روابط جنسی رو برای خودشون حرام میدونن ولی برای بقیه مردم حلال، اما در مکتب ایرانی روابط جنسی برای مُبلغ دینی حلاله ولی برای بقیه مردم حرام!

در مکتب ایرانی مشابه سایر مکاتب، خدا به نفع این مکتب مصادره شده، جمله مشترک همه مکاتب اینه:

- خدا با ماست، نه با 200 تا دین و مذهب و فرقه دیگر موجود در جهان!

- کی گفته؟!

- بابام!

در مکتب ایرانی کشورهای مسیحی و یهودی خداپرست، دشمن و کافرند، ولی کشورهای کوبا و روسیه و چین کمونیست، برادرند!