دلتنگ از اینهمه...

دلتنگ از اینهمه...

نه هوا ابریست، نه بارانی می بارد.پس بهانه ی دلم برای این همه سنگینی چیست؟ ...

+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 13:0 توسط لیلی  | 
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • آذر ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • آبان ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • آرشيو
پیوندها
  • کافه کاغذی(رسول قنبری)
  • از نو برای تو مینویسم
  • سپیده
  • ما میتوانیم(یکی)
  • یادداشت های یک دختر ترشیده
  • ღღღ.•* *•. زندگی خالی نیست .•* *• ღღღ
  • ایستگاه
  • نغمه سکوت
  • چرکنویس های یک معمار
  • روزانه های یک دوشیزه
  • واقعیت های یک زنگی مشترک
BLOGFA.COM