![]()
تا حالا شده شب وقتي همه خوابن و شهر در سكوت و آرامش بسر مي بره،وقتي صداي هيچ ماشين و موتوري زير سقف آسمون نمي پيچه، با خودت ،به زندگيت،اعمالت،دنيايي كه توش مدام در حركت وتكاپو براي بهتر بودن،بهتر شدن و به بهترها رسيدن ،هستي فكر كني؟!
شده با دلت خلوت كني و از خودت سوال كني؟ من كيم؟چيم؟كجام؟چكار مي كنم؟ شده اين شعر معروف رو با ذره ذره وجودت حس كنی،لمس كني كه...
روزها فکر من این است و هم

ه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
به كجا مي روم آخر ننماي وطنم؟
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 23:3 توسط لیلی
|