قبر خیلی خیلی بزرگ می خوام
روزهای تنهایی
نیمه گم شده من گم شده است
خدایا من همین نیمه رو بیشتر دوست دارم ....اون نیمه گم شده ام مال خودت..... |
چه رشد سریعی دارد
چه رشد سریعی دارد
میزان توقعات دیگران از ما !!!
بعضی وقتها نمی تونی
این دنیا رو با همه قوانین عجیب قریبش
و همه اتفاقایی که توش می افته درک کنی
fعضی وقتها هم اینقدر عمیق درکشون می کنی
که می خوای دیوانه بشی!
ما که درست نفهمیدیم تو این دنیا چه خبره!!
روزمرگی واقعاً دیوانه کنندست
خودم و خودم
گاهی باید كركره رو پایین كشید، در ها رو قفل كرد، پردهها رو كشید و گوشیو خاموش كرد، باتری ساعتو در آورد و بعـــــــد بی هیچ دغدغه ای یه گوشه دنجِ دنجِ آروم نشست ... كه خلوت كنی ... كه خودت باشی و خودت ... نه برای اینكه چرتكه بنذاری و حساب كتاب كنی كه چقدر ، به كی بدهكاری یا از كی طلب كاری؟! كه كدوم سلامت بی جواب مونده ... یا كدوم علیك سلام فراموشت شده ... نه برای اینكه ببینی دلتنگ كسی میشی یا نه؟ یا كسی نگران نبودنت میشه یا نه؟
یه مدت میخوام خودم باشم خودم
خوب خوب خوب
رويا پردازي.................
ديشب فكر ميكردم كه چطور ميشد يه زماني ، وقتي خيلي دلگير بودم به خودم اميد ميدادم و دوباره بلند ميشدم . بزرگترين چيز براي يه ادم اميد به زندگيه . يه چيزي بايد در اينده ات ببيني كه وادارت كنه بلند شي . خوب تو اين يه سال اخير خيلي موفق نبودم اينده اي براي خودم ببينم . حالا هر چقدرم كه بگيد پايان شبه سيه سپيد است .
ديشب فكر به خودكشي يه لحظه راحتم نگذاشت . امروز صبح كه بيدار شدم با اينكه خيلي غمگين بودم ولي همينطور كه دراز كشيده بودم چشمام رو بستم و گفتم سعي كن چيز خوبي در اينده ات ببيني . خوب خيلي طول كشيد تا بعد از كلي تاريكي خودم رو ببينم كه توي يه خونه اي هستم كه دوستش دارم . با وسائلي كه خودم خريدم و دوستش دارم . در حالي كه دارم درس ميخونم . حتما فوق ليسانس قبول شدم و تو فكر دكترا هستم . بعد فكر كردم يه زانتیا هم تو پاركينگ خونه پاركه . ............ و من از هر چه كه دارم و ندارم ، حتي از تنهايي ام ، خوشحالم .
فكرش رو بكن انقدر تو خيالات جلو رفتم كه باز ديگه نميخواستم بلند شم و حداقل برا گرفتن همون فوق ليسانسه بشينم سر درس . با خودم ميگفتم من كه اين همه چيز خوب دارم چه غمي دارم و حالا كه اين همه زحمت كشيدم استحقاق يكمي بيشتر خوابيدن رو دارم !!
پ.ن : فكر ميكنم برا رويا بافي هم بهتره تا جاي پيش بري كه بدوني بالاخره بهش ميرسي .
آدم کردن..........به شیوه نوین ....
فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ..... دکتر شریعتی
....................باز دلم گرفته خیلی........................
نقشه ایران و همسایه ها !................

نقشه ایران و همسایه ها !
...........
گاهی اوقات همه ی آن چیزی که انسان نیاز دارد، دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است..............
بد و بدتر..............
یک بوس کوچولو ......................
بچه از باباش پرسید بابا جون چی شد من به دنیا اومدم؟ بابا یک نفس عمیق کشید و آهی بلند از سینه داد بیرون و گفت شرمنده پسرم تو قرار بود که فقط یک بوس
کوچولو باشی
..
بعضی حرفها برای اطرافیان فقط در حد یک شوخیست
بی خبر از اینکه برای ما همه زندگیست ..!!""""
دستانم را به دستان هيچ کس مي سپارم
یکی از مزایای تماشای کانال ایران موزیک اینه که هیچوقت
این احساس بهت دست نمیده که تو احمق ترین و بی خاصیت ترین
موجود روی کره زمینی.
..............................
ستاره ........
When The Man ..............
میدونستی که جوونیم و واسه چشم عجیب تو سوزوندم رفتش
میدونستی یا نه
میدونستی که نموندی
دلم و خیلی سوزوندی
چشات و ازم گرفتی من و تا گریه رسوندی
چه آهنگ جیگریه .....
عموی پدردوستم وقتی مرد،
سه نفر آمده بودند که مانده بودند چه کنند،
گریه کنند،
یا همدیگر را چپ چپ نگاه کنند.
سه زن.
خدا بیامرز از لایحه جدید دولت بی نصیب موند
سکوت من نشونه ی رضایتم نیست..........
کلیک کنید تا شاهد:;
_سایتهای +18 باز شد بدو کلیک کن♥♥♥♥ كلوب♥♥
.
خوب می شد اگر خاطره آدمها این قدر سنگین و بزرگ نبود؛
این قدر سبک که می گذاشتند در چمدان به هنگام رفتن،
این قدر کوچک که جا می شد در قبرشان به هنگام مردن...
این روزا این اهنگ خیلی گوش میدم:
......................................
سکوت من نشونه ی رضایتم نیست میدونم
گلایه هامو میتونی از توی چشمام بخونی
بگو اخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گیتار میزنم
با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار میزنم
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق منو تو
به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو
عاشقانه های یک زوج ..............
من دختر ایرانی ام!
نیش تو.
جنبه انتقاد پذیری من...
آیه رانیتیدین یا جنبه انتقاد پذیری
هر کی فکر می کنه وبلاگم پیشرفت کرده،
بدونه که خودش پیشرفت کرده.
هر کی هم فکر می کنه وبلاگم پسرفت کرده،
بدونه که خودش پسرفت کرده.
حالا کی انتقاد داره هان...........
بحث تلخ ازدواج موقت اقایون .....
“چرا چنين ازدواجي بايد رواج پيدا كند كه بعد مجبور باشند براي مشروعيت دادن به ثمرات ناخواستهاش لايحه تصويب كنند؟”
هیچیم شبیه ادمیزاد نیست.........
بعد دعای جوشن کبیر بود و قران سر گرفتن و یه ساعت و التماس گریه زاری و درخواست از خدا بود که دلم خواست موسیقی گوش بدم . حالا کی ؟ دم اذون ! خوب چیه ؟ ادمیزاده دیگه ! دلش می خواد ! اصلا من یه جوری مریضم................هیچیم شبیه ادمیزاد نیست...........................
به من بفهمون...کجای سرنوشتم
دارم میرم جهنم...یا راهی بهشتم
از این دوراهی...دل خوشی ندارم
یا می خورم به پائیز...یا می رسه بهارم...*
چقدر دلم گرفته..............
......??
به گمانم سر در گمی ما هیچگاه پایانی ندارد
کمک فکری میخوام...........................
میخوام ماشین بگیرم دلم 206 میخواد اما همه مخالفند چون من یه مبتدیم میگن باید با پراید شروع کنم چون هم کم خرجتر هم قطعاتش همه جا پیدا میشه..................دو راهی گیر کردم چیکار کنم..........خدایا .....................
اعصابم خورده............
کور می شی بدبخ. بیا عقب بشین نیگا کن.
خطاب به پشه ای که نشسته رو مانیتور
اعصابم خورده....................
یك آقاى اهل دلى ، به رحمت خدا رفته بود و راهى آن دنیا شده بود . در آن دنیا ، در پیشگاه عدل الهى ، اعمال خوب و بدش را در ترازوى نقد گذاشتند و او را به سبب اهل دل بودنش شایسته ى آن دانستند كه به بهشت برود و فرشته اى از فرشتگان بارگاه كبریایى ، دستش را گرفت تا او را به بهشت ببرد .
این آقاى اهل دل ، وقتیكه مى خواست وارد بهشت بشود ، متوجه شد كه یك آقاى پیر مرد سپید مویى ، دم دروازه ى بهشت نشسته است و شباهت غریبى به رضا شاه دارد .
با خودش گفت : این آقا چقدر شبیه رضا شاه است !
فرشته گفت : خود رضا شاه اس
پرسید : مى توانم چند كلمه اى با او حرف بزنم
فرشته گفت : چرا كه نه ؟
آقاى اهل دل ، خودش را به رضا شاه رساند و سلامى كرد و گفت :
-ببخشید كه مزاحم تان میشوم قربان ! شما توى بهشت چیكار میكنید ؟
رضا شاه گفت : والله ! ما تا همین چند سال پیش توى جهنم بودیم ، اما از بس ملت ایران گفته اند \ خدا پدر شاه را بیامرزد \ به امر الهى ما را به بهشت آورده اند .
آقاى اهل دل پرسید : خب ، چرا دم در نشسته اید ؟
رضا شاه گفت : والله ! از خدا كه پنهان نیست ، از شما چه پنهان ، بیست سال پیش وقتیكه ما وارد بهشت شدیم ، یك دل نه صد دل عاشق یكى از فرشتگان بهشتى شدیم ، اما قانون بهشت این است كه بدون ازدواج نمى توان به وصال هیچ فرشته اى رسید . حالا بیست سال است كه من اینجا ، دم در ، نشسته ام ، و هیچ آخوندى وارد بهشت نمى شود كه صیغه ى عقد مان را جارى كند