تبليغاتX
دلتنگ از اینهمه...























دلتنگ از اینهمه...

دلتنگ از اینهمه...


    خدایا..!!
     
    کاش اعتراف کنی
    جهنمی در کار نیست
     
    ... برای ما
     
    همین روزهای برزخی زمین
    کافیست

نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 9:52 توسط لیلی| |

زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسید 
حتی وقتی آرایش نداره 
موهای دست و پاش یه کم در اومده 
دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره 
موهاشو برات براشینگ نکرده 
پیژامه ت رو پوشیده 
... و خودشو گوله کرده تو تخت 
تو جای خالیِ تو که هنوز گرمای تنتو داره 
که سرشو فرو کرده تو بالشت 
که بوی تنتو -نه ادکلنت- بوی تنتو با لذت 
با هر نفسش بکشه توی ریه هاش 
زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت 
و با همه شلختگی ظاهریش عاشقونه بوسش کرد 
تا احساس امنیت کنه که مردش همه جوره دوسش داره 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 9:38 توسط لیلی| |


    خسته ام
     
    !
     
     
    نه اینکه کوه کنده باشم
     
     
    نه
     
    ...!
     
     
     
    دل کنــــــــده ام

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 12:7 توسط لیلی| |

چــــــیزی نِمیخـــــواهَمـ جُــــز یکـ اُتاقِـــ تاریکـــــ ...

یکــــ موســـــــــیقیِ بی کَلامـــــ ...

یکــــ فِنجـــــانـ قَهــــــوه به تَلخــــــــیِ زَهـــــر ...!

وَ خـــــــوابی به آرامــــیِ یکـــ خـــــوابِ هَمیشِگـــــــــــی (!

نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 13:50 توسط لیلی| |

آنقدر زمین خورده ام که .. بدانم  برای برخاستن ..

نه دستی از برون .. که همتی از درون .. لازم است

حالا اما..

نمی خواهم برخیزم ..

در سیاهی این شب بی ماه .. می خواهم اندکی بیاسایم

فردا

فردا

برمی خیزم

وقتی که فهمیده باشم چرا

زمین خورده ام

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:17 توسط لیلی| |

فرصت نشد بگویم مرا ببخش

ساده بودم سادگیم را ببخش

فرصت نشد بگویم خطاهایم زحد گذشت

رفتی و بار گناه تا ابد بر دلم نشست

فرصت نشد بگویم و دیدگانم خیره ماند

تا روزی تورا ببینم و از ته دل بگویم مرا ببخش

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:0 توسط لیلی| |

میخوای یه آهنگ دانلود کنی ، میری تو گوگل سرچ میکنی ، سایت رو باز میکنی
بعد از اینکه لود شد اسکرول میکنی
محلول تقویت جنسی آقایان
پماد تحریک جنسی برای خانوم ها
قرص افزایش قوای جنسی واسه جفتتون
نخواستی؟ تمشک بخور تحریک شی
تیشرت مخصوص روز عاشورا
تیشرت مخصوص روز تاسوعا
همچنان تو داری اسکرول میکنی
ساعتی که اگه بفهمه دیرت شده ساعتو عقب نشون میده استرس نگیری
شال با طرح شورت مردونه مخصوص دختر خانومای شیک پوش
بلاخره به آهنگ میرسی ، لینک غیر مستقیمه ، کلیک میکنی
میبینی نوشته : چنین فایلی موجود نمیباشد... :|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 10:47 توسط لیلی| |

یه عده هستن که اگه شده باید براشون آژانس هم بگیری
که سریعتر از زندگیت گم شن بیرون… !!
نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 11:7 توسط لیلی| |

آن‌قدر خسته و دلشکسته‌‌ام

که دیگر حتی نمیتوانم ادای زنده ها را در آورم...

چرا به خودم دروغ بگویم...؟؟؟

دیگر نمی‌توانم...

کاش "تمام" می‌شدم... 

کاش "تمام" می‌شدم... 

کاش "تمام" می‌شدم... 

کاش "تمام" می‌شدم... 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 8:57 توسط لیلی| |

............
...........
...........
...........
...........
..........
یه عالمه حرف دیگه هم تو دلم دارم که نمیتونم بگم

نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 12:52 توسط لیلی| |

آدم های بد همه اشان بد  نیستند و آدم های خوب همه اشان خوب نیستند.  

 

یا

 

آدما هر چقدم سعی کنن بازم آدمن پس دنبال  فرشته پیدا کردن روی زمین نباش.

نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 10:32 توسط لیلی| |


  مي داني ...

پزشکان که هيچ

حتي مامورين بازيافت هم

از اين قلب شکسته

 قطع اميدکرده اند 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 10:37 توسط لیلی| |

نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 13:47 توسط لیلی| |


غمگین ترین ماه های سال را بدوش میکشم ....



نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 10:0 توسط لیلی| |

یک روز صبح از خواب بیدار شدم و همه شان را بخشیدم. نه به خاطر این که آدم بزرگواری هستم؛ از “دوست نداشتن” خسته شدم...
نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 8:7 توسط لیلی| |

نميتوانم جلوي لبخندم را بگيرم

گاهي خنده بيخ گلويم را ميگيرد

آخرش هيچ كس نفهميد نا خوشي من چيست

همه گول خوردند....!

درد دارم..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 8:54 توسط لیلی| |

زندگی همیشه بر وفق مراد نیست یعنی بنظر من این یه قانونه که خدا گذاشته که زندگی همیشه اون چیزی نباشه که تو توی تصوراتت داشتی…این روزها هم داره میگذره گرم و طولانی و کشدار عینه یه آدامسی که توی یه ظهر تابستونی روی زمین باشه و تو از بخت بدت با کفشت بری روش…نه از زمین جدا میشه نه از ته کفشت…همینطوری کش میاد…

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 12:29 توسط لیلی| |

نفس ميکشم نبودنت را
نيستي هواي بودنت را کرده ام
ميداني???
پيراهن جداييت بدجوربه قامتم گشاد است
تونيستي اسمان بي معنيست
حتي اسمان پرستاره
باران مثل قطرهاي عذاب روي سرم ميريزد
تونيستي ومن چترميخواهم
هرچيزي که حس عاشقانه ميدهددرنظرم سياه پوشيده اند
خودم را به هزارراه ميزنم به هزارکوچه به هزاردر
نکنديادآغوشت بيافتم

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 8:45 توسط لیلی| |

از اینجا
احمق بودنت شروع میشود
وقتی میفهمی
موجود دیگری را
بیشتر از خودت
...دوست داری...!!!!

نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 12:45 توسط لیلی| |

آدم دست هر کسی رو نمی گیره بیاره تمام زوایای تنهاییشُ نشونش بده. تنهایی حرمت داره ، طویله اش نکن

نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 12:33 توسط لیلی| |

گاهی دلت میخواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت گفتن کلمه هارو نداری
اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثله:چیزی شده؟؟؟!
اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی:نه :نه هیچی
نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 17:48 توسط لیلی| |

اگه یک زن به شوهرش خیانت بکنه سنگسارش میکنن ،، اگه شوهرش خیانت بکنه به زنش میگن بیشتر به شوهرت برس..!!!
واقعا یعنی چی ؟!!!

نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 13:16 توسط لیلی| |

گاهی دلم برای شیطان می سوزد که اینقدر صادق بود ،دروغ نگفت ...تظاهر نکرد.حتی به قیمت اخراجش از بهشت و مقام فرشتگی....

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 11:1 توسط لیلی| |

خداوندا تو تنهایی منم تنهای تنها ، تو یکتایی و بی همتا ولی من نه یکتایم نه بی همتا ، فقط تنهای تنهایم و محتاج نگاه تو

خدايا! بيا من بغلت كنم از تنهايي در بياي؛ از تو كه خيري بهم نرسيد!

نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 12:22 توسط لیلی| |

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد... نه به شکل دوستت دارم و یا نه به شکل بی تو میمیرم ... ساده شاید ، مثل :
دلتنگ نباش، امیدت به خدا ... فردا روز دیگری ست!

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 12:8 توسط لیلی| |


نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:5 توسط لیلی| |

هیچ انتظاری از کسی ندارم!و این نشان دهنده ی قدرت من نیست!مسئله ،. خستگی از اعتماد های شکسته است

نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 9:11 توسط لیلی| |

دو سه قدم آن طرف ترم

از چه؟

نمی دانم.

در میان نزدیک و دور گم شده ام

در نزدیکی زندگی می کنم

اما از این جا 

دورترم.

نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 9:44 توسط لیلی| |

برای من....

و برای ادامه زندگی

چیز خاصی لازم نیست.

یک اتاق کوچک ‌..چند کتاب.. کمی طناب و ......

و یک دوست خوب خوب خوب

که از زیر پای من.....

چهار پایه را بکشد!!!!

نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 13:43 توسط لیلی| |

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم

چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم

گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!

دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده
....قیصر امین پور......

تنها جایی که “حجاب” داشت، هنگام نماز خواندن بود؛

گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود، “خدا” بود



نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 9:33 توسط لیلی| |

Design By : Night Melody